ابو القاسم پاينده

15

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

انجام ميشد آفتابى شد واز بالاى صفا صلاى : « قولوا لا إله إلّا اللَّه تفلحوا » برخاست . سير دعوت كند بود واين چشمهء زلال كه از بطحا ميجوشيد در آن ريگزارهاى سوزان ، راه خود را آهسته مىپيمود واز آن مردم عطشان ، آبجويان فراوان نمىيافت . صلاى دعوت عام بود اما قبول آن خاص كساني بود كه گوش مستمع وجان مستعد داشتند . ده سال بعد كه حمّيت قرشيان بجوشيد واميد آشتى نماند وكار دشمنى بالا گرفت وهمهء مسلمانان جز تنى چند از مستضعفان ، چون مجرمان فرارى ، نيم شبان راه شهرك يثرب ، موطن قبايل يمنى ، رقيبان ديرين قرشيان را پيش گرفتند ، بحد أكثر بيش از هشتاد وپنج يا شش كس نبودند ، اما دين جديد چون نهالى أصيل كه مدت‌ها ريشه كرده وشاخه زده با همين گروه به ظاهر معدود به معنى فزون ، مايهء كافى براي بارورى وسايه گسترى حاصل آورده بود . در يثرب ( مدينه ) سير حوادث تند شد . از ائتلاف هشتاد وچند مهاجر مكّى با دويست وسى وچند تن أنصار اوسى وخزرجى از طوايف قحطانى كه اگر به سابقه از مهاجران كم بودند به همت از آنان كم نبودند ، نيروئى فرآهم آمد كه ميشد به دستيارى آن راه تجارت مكيان را كه به بركت ايلاف قريش ، قرن‌هاى پياپى در عربستان پر آشوب از دستبرد مصون مانده بود ، بست وقرشيان مغرور را به خفقان اقتصادى گرفت وانتقام آن حصار هول انگيز را كه چند سال پيش در مكة ، حريم امن وأمان ، بنا حق بگروهى از همين مهاجران تحميل كرده بودند كشيد وتاوان آن مال وأثاث را كه از مسلمانان مهاجر در مكة به جا مانده وغالبا چپاول شده بود از أموال كاروان‌ها كه در عبور از مكة بشام ناچار از حومهء يثرب ميگذشتند گرفت كه قانون فطرت همين است : فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ